تبليغاتX
آسـمـون کـویـر
 

آب زنيد   راه    هين    که     نگار      می   رسد        مژده   دهيد   باغ   را   بوی  بهار  می رسد        

راه دهيد يار   را   ،  آن   مه  ده  چهار   را                  کز   رخ  نور   بخش  او  نور   نثار   می رسد

چاک شده ست آسمان،غلغله ای ست در جهان        عنبر و مشک می دمد ،سنجق يار می رسد

رونق باغ می رسد، چشم  و   چراخ    می رسد         غم  به  کناره  می رود ، مه به کنارمی رسد

تير روانه  می رود   ،   سوی    نشانه    می رود          ما چه نشسته ايم پس؟شه زشکار  می رسد

باغ   سلام   می   کند   سرو   قيام    می کند            سبزه  پياده می رود ، غنچه  سوار می رسد

خلوتيان آسمان  تا  چه   شراب   می   خورند !            روح خراب و مست شد، عقل خمار می رسد

چون برسی به کوی ما،خامشی است خوی ما             زان که زگفت و گوی ما، گرد و غبار می رسد

                                                                                                                      "مولوی"

   شبهایی زمستانی را بخاطرم آوردی  که در کنار پدر " بخش ۵ " را  با اجرایی دوست داشتنی              تماشا می کردیم.

 

    

  امروز هفتم بهمنه .

  •     سیزده سال و هفت روزه از آسمونی شدنش می گذره و سه روز هم مونده به 

    تولدش .

     

    نور چشم  ! چه آرام پر کشیدی تو ...  ساده و سهمگین ...  و چه سنگین و سخت ...  زیبا بود و بس  پر شکوه

     مبارکت باشد.

 

 

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در جمعه هفتم بهمن 1390 توسط زهرا بغیری |

 

گاهي به سرم مي زند ؛  انگار بايد ازين سادگي گذشت.

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در یکشنبه یازدهم دی 1390 توسط زهرا بغیری |

 

چرا بعضیا انقد بی جنبه اند خب .کم خودمون مشکل داریم مزاحم تلفنی هم پیدا کردیم.

به یکی هم که می گی میگه: حتما یه کاری کردی دیگه  ، چرا من مزاحم ندارم .

خودمون هم شدیم تقصیر کار !  

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در جمعه نهم دی 1390 توسط زهرا بغیری |


سه عنصر در حركت حضرت ابى‏عبداللَّه (عليه‏السّلام) وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه
 
                
 
عنصر سوم، عاطفه است؛ يعنى هم در خود حادثه و هم در ادامه و استمرار حادثه، عاطفه يك نقش تعيين‏كننده‏اى ايجاد كرده است، كه باعث شد مرزى بين جريان عاشورايى و جريان شيعى با جريان‏هاى ديگر پيدا شود. حادثه‏ى عاشورا، خشك و صرفاً استدلالى نيست، بلكه در آن عاطفه با عشق و محبت و ترحم و گريه همراه است. قدرت عاطفه، قدرت عظيمى است؛ لذا ما را امر مى‏كنند به گريستن، گرياندن و حادثه را تشريح كردن. زينب كبرى (سلام‏اللَّه‏عليها) در كوفه و شام منطقى حرف مى‏زند، اما مرثيه مى‏خواند؛ امام سجاد بر روى منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حكومت اموى مى‏كوبد، اما مرثيه مى‏خواند. اين مرثيه‏خوانى تا امروز ادامه دارد و بايد تا ابد ادامه داشته باشد، تا عواطف متوجه بشود. در فضاى عاطفى و در فضاى عشق و محبت است كه مى‏توان خيلى از حقايق را فهميد، كه در خارج از اين فضاها نمى‏توان فهميد. اين سه عنصر، سه عنصر اصلىِ تشكيل‏دهنده‏ى حركت عاشورايى حسين‏بن‏على (ارواحنافداه) است كه يك كتاب حرف است و گوشه‏اى از مسائل عاشوراى حسينى است؛ اما همين يك گوشه براى ما درس‏هاى فراوانى دارد.
 

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در دوشنبه هفتم آذر 1390 توسط زهرا بغیری |

 

پله برقی ها هم چادر از سرما می کشند .

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در دوشنبه سی ام آبان 1390 توسط زهرا بغیری

 

خودم رو به خواب زدم تا دیگه نتونی بیدارم کنی...

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 توسط زهرا بغیری

از وببگردی  افتادم و آپ کردن هم دیگه نمی چسبه .اون موقع ها دانشجو بودیم  وقت و فکرم آزاد بود ، البته واسه من که اهل درس خوندن نبودم . از وقتی شاغل شدم از خیلی چیزها افتادم ؛ از خیلی چیزهای خوب . راستش پشیمونم از کار کردن .نه این اون کاریه که من دنبالش بودم نه این محیط اون محیطی بود که من فکرش رو می کردم . این حس که تو این محیط کاری چیزی گیر آدم نمیاد و فقط تو این محیط آدم ...می ره  انقد فکرم رو انقد مشغول کرد که چند بار خواستم دیگه دست از کار بکشم اما درآمد  نذاشت . دنبال این بودم برای رهایی از مشغله کاری کلاسهای مختلف ثبت نام کنم تا اینکه ماه پیش از مریم شنیدم  حوزه دانشجویی ثبت نامش شروع شده منم که چند سالی بود  دغدغه های  رفتن به اینجور کلاسها رو  داشتم  و با بهانه های مختلف نرفتم فرصت رو غنیمت شمردم و با سر رفتم ح.و.ز.ه د.ا.ن.ش.ج.وی.ی ع.ل.و.م اس.ل.ا.م.ی ا.م.ی.ر.ک.ب.ی.ر ثبت نام کنم . 

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در شنبه هفتم آبان 1390 توسط زهرا بغیری

 

رفتم درون پیله تنهایی خودم ،

شاید رها شوم

حالا؛

فضای پیله ام ، سرد است و ساکت و خاکستری و تنگ

 

 

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در یکشنبه یکم آبان 1390 توسط زهرا بغیری



وقتی مشکی مد باشه خوبه

وقتی رنگ مانتو شلوار باشه خوبه

وقتی رنگ عشقه خوبه!

وقتی رنگ کت و شلوار باشه با کلاسه!

وقتی لباس های شب تو مهمونی ها مشکی باشه باکلاسه!

اما

وقتی رنگ چادر من مشکی شد

بد شد!

افسردگی می آورد!

دنبال حدیث و روایت  می گردند

که رنگ مشکی مکروهه!

مشکی تا جایی که برای لباس های شما بود خوب بود و باکلاس به ما که رسید بد شد

من و متهم می کنید به افسردگی به دل مردگی

و من توی زندگی دنباله لحظه ای هستم که افسردگی گرفتم به حکم شما!

چرا حجاب را مساوی با افسردگی می دانید!

 

دوست دارم چادر مد شود

مشکی رنگ عشق باشد

 عشق به خدا بدون افسردگی!


نویسنده: ریحانه


اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 توسط زهرا بغیری

 

الوداع ای ماه خوب خدا ....

خداحافظ ای ماه عشق و عبادت

خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها

خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی

خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه

هم صدا با امام سجاد (علیه السلام )و مولای منتظرمان دعای وداع ماه رمضان را در آخرین شب این ماه مبارک زمزمه میکنیم

باشد که مورد لطف و دعای مولایمان قرارگیریم

ان شاالله ....

 

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در سه شنبه هشتم شهریور 1390 توسط زهرا بغیری |

 
در سالهای اخیر اعتراض گروهی را به شعارهای روز قدس، و حمایت از مردم فلسطین میبینیم!! با وجود اینکه هیچکس نمیتواند جنایتکار بودن اسرائیل را انکار کند، ولی باز هم گروهی با شعار «مرگ بر اسرائیل»، مخالف هستند.


ولی چرا؟ پاسخ بسیار ساده است، صهیونیستها ثروت زیادی دارند، آنها با پولهایشان در سطح جهان توانسته اند کاری کنند که اگر کسی علیه رژیم اشغالگر قدس سخن بگوید، فوراً با اعتراض شدید گروههای غیریهودی روبرو شود. آنها مهره های خود را بر روی شبکه های خبری، شرکتهای فیلمسازی و مراکز علمی قرار داده اند و انتشار کتابی بر ضد اسرائیل در غرب تقریباً امری محال است و البته اگر روی بدهد، با مظلومنمایی گسترده ای که این مهره های نفوذی میکنند، نتیجۀ عکس خواهد داد و به نفع اسرائیل تمام خواهد شد، مثلاً شما اگر در غرب در هولوکاست شک کنید، به سرعت از سوی اسرائیل با مظلومنمایی روبرو خواهید شد و پس از آن است که شما خواهید دید که سیل جهانیان به سوی اردوگاههای به اصطلاح هولوکاستی روان میشود و ادای احترام به کشته شدگان و ابراز تأسف از این «جنایت بزرگ» تا ماهها در رأس فعالیتهای «حقوق بشری» این افراد خواهد بود و خود شما نیز باید در دادگاه پاسخ دهید که چرا در هولوکاست شک کرده اید. ببینید کار غرب به کجا رسیده است که در کشورهایشان شما میتوانید در وجود خدا شک کنید ولی نمیتوانید در وجود هولوکاست شک کنید. همین پولهای صهیونیستها است که در اختیار عوامل نفوذی در ایران نیز قرار میگیرد و بعد از آن است که آنها اینطرف و آنطرف زیر گوش مردم آنچه را باید بگویند، میگویند و شبهاتی در ذهن مردم میسازند که در نتیجه افرادی هم تحت تأثیر قرار میگیرند و کارشان به جایی میرسد که میگویند:«هم غزه، هم لبنان، هر دو فدای ایران» و تابلوهایی در دست میگیرند که در آنها روی شعار «مرگ بر اسرائیل» خط زده شده است و حتی شعار «مرگ بر فلسطین» سر میدهند و در کمال ناباوری فلسطین و لبنان را دزد سرمایۀ ملی خود میدانند!!

                        

حال بد نیست، این شبهات را طبقه بندی کنیم و به حل و فصل بپردازیم:


گروه اول: کسانی که میگویند: مگر گفته نشده است که «چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است»؟ چرا باید وقتی در کشور خودمان گرسنگانی وجود دارند، به فلسطین و لبنان کمک کنیم؟


بررسی: این شبهۀ رندانه، که بسیار آن را شنیده اید، یک نکتۀ خیلی مهم را در نظر نگرفته است: «کمکهای ما به مردم فلسطین و حزب الله لبنان، کمک به افراد فقیر و گرسنگان نیست.» آری کسانی که ما به آنها در فلسطین و لبنان کمک میکنیم، فقط گرسنه نیستند که بگوییم باید اول به گرسنگان خود کمک کنیم. آنها زیر چنگال دژخیمان خبیث صهیونیست با خطر مرگ و آوارگی روبرو هستند. وضعیت آنها بسیار خطرناک است و هر روزه تعدادی از آنها کشته و زخمی میشوند. حمام خونی که اسرائیل هر از چند گاهی در فلسطین به راه میندازد و برادران و خواهران دینی ما را به خاک و خون میکشد، امری است که هیچ انسانی نمیتواند در برابرش ساکت باشد، و خب ما که مسلمانیم در کمک کردن مقدّمتر هستیم.

در واقع این شبهه مثل این است که مردی وقتی دارد، با ماشین از مسیری میگذرد، فردی را ببیند که تصادف کرده است و وضعیت اورژانسی دارد، ولی این مرد بگوید: «من اگر بخواهم کمکی هم بکنم باید به زن و بچۀ خودم بکنم، پس وقتم را برای او تلف نمیکنم و آنرا صرف خانوادۀ خودم میکنم.» به نظر شما چنین مردی، بویی از انسانیت برده است؟! بدون شک شما هم قبول دارید که کار چنین کسی درست نیست و زن و بچۀ این مرد میتوانند در زمان دیگری هم از همراهی او بهره مند شوند، ولی این فردی که تصادف کرده است، زمانی دیگر برایش معنی ندارد و با مرگ روبرو است.

در آخر این افراد پاسخ دهند: اگر بلایی که بر سر مردم فلسطین آمده است، بر سر مردم ایران بیاید، آیا دوست دارید دیگران با چنین بهانه هایی از کمک به شما خودداری کنند؟






گروه دوم: کسانی که سعی در اغراق در قضیه دارند و میخواهند اینگونه جلوه بدهند که ایران هر چه در میاورد، برای فلسطین و لبنان خرج میکند!

بررسی: البته خب باید دید منشأ این ادعا چیست و از کجا برخاسته است. خب بسیار ساده میشود فهمید، رژیم صهیونیستی هست که چنین ادعایی دارد، و کسانی هم که تحت تأثیرش هستند، میگویند که ایران به فلسطین و لبنان کمک نظامی میکند و پول نفتش را به آنها میدهد!! گذشته از اینکه این ادعای باطل هیچ اساس و مبنایی ندارد و مثل هزاران شایعۀ دیگر است که مردم ما به باور کردنشان عادت کرده اند، و خب از آنجایی که مردم بیشتر بر اساس پیشفرضهای خودشان اخبار را میپذیرند تا از روی عقل و منطق و تحقیق، بسیاری به راحتی این ادعا را باور میکنند!! ولی خب من به عنوان کسی که پیرو منطق هستم، میگویم هیچ دلیلی برای این حرف نیست مگر ادعای خود صهیونیستها که این را فقط با دو هدف میگویند: مظلومنمایی در جامعۀ جهانی و ایجاد حساسیت در مردم ایران.

اما گذشته از این که این سخن هیچ دلیل و پایه ای ندارد، اساساً قابل باور کردن هم نیست، چرا؟ زیرا اگر کسی بگوید آمریکا کمکهای مالی هنگفت به اسرائیل میکند، من به راحتی این حرف را باور میکنم، زیرا اگر شما به ارتش صهیونیستها نگاه کنید تمام تسلیحاتشان ساخت آمریکا است و بارها و بارها تسلیحات مجانی به عنوان کمکهای آمریکا هم در اختیارشان قرار گرفته است و رسانه های خبری خودشان با کمال افتخار اعلام کرده اند. تانکها، هواپیماها، ماشینهای جنگی و حتی اسلحه هایی که سربازان صهیونیست در دست دارند، همه و همه ساخت آمریکا است. آمریکا پیشرفته ترین تسلیحات خودش را در اختیار اسرائیل قرار میدهد و این به معنای آن است که اصلاً ترسی از اینکه اسرائیل به لحاظ تسلیحاتی با خودش همپایه شود، ترسی ندارد! ولی حالا شما به لبنان و فلسطین نگاه کنید. چند تانک ساخت ایران در این کشور هست؟ چند موشک بالستیکی ایرانی در اختیار آنها هست؟ آیا ایران از هواپیماهای خود چیزی به لبنان داده است؟ پاسخ منفی است. اگر لبنان با تسلیحات ایرانی تجهیز میشد، من این ادعا را میپذیرفتم، ولی برای مثال در جنگ 33روزه دیدیم که لبنان به هیچ وجه از تسلیحات ایرانی در دست ندارد، فقط موشکهایی بودند که در شایعات گفته میشد ساخت ایران است، ولی ایران اگر میخواست موشک به آنها بدهد، باید از موشکهای دور برد شهاب به آنها میداد و اصلاً آن موشکهای کمبرد که لبنان از آنها استفاده میکرد، در سیاست موشک سازی ایران قرار ندارند که بخواهد آنها را بسازد و به لبنان بدهد.

در واقع کمکهای ایران به لبنان و فلسطین، بیشتر معنوی و تبلیغاتی بوده است. ایران یک رأی مثبت برای حقّ مردم فلسطین و لبنان در جامعۀ جهانی است و بیشترین کمکش از این جهت است.




گروه سوم: کسانی که خیال میکنند حق با اسرائیل است! این افراد ادعا میکنند که فلسطینیان خودشان زمینهایشان را فروختند و از این گذشته از آنجایی که تروریست هستند باید کشته شوند!


بررسی: این دسته از افراد که بیشتر تحت تأثیر ادعاهای اسرائیل هستند و هر چه رسانه های وابسته به آنها بگویند باور میکنند. خب مسلّم است که وقتی عناصر صهیونیست تمام سرویسهای خبری را تحت پوشش دارند، چیزی بهتر از این از آنها نخواهند شنید.

در مورد فروش زمین به صهیونیستها، پیش از اشغال، این ادعا شاید آنقدر خنده دار باشد که نیاز به پاسخ نداشته باشد ولی یادآوری این نکته را لازم میدانم که روزی که سازمان ملل اسرائیل را کشوری رسمی اعلام کرد، 52% از فلسطین را دولت اسرائیل معرفی کرد و 48% را به اعراب داد، لذا از این خریدهای ادعایی، بعلاوۀ ضرب و زور بازیهای سیاسی صهیونیستها و تأییدگری آمریکا و سازمان ملل، 52% از این سرزمین به اسرائیل تعلق گرفت، جای سؤال است که چرا صهیونیستها تمام فلسطین را گرفته اند؟ از این گذشته تئوری اصلی اسرائیل این است که ما از نیل تا فرات را میخواهیم و هر کس در آن است باید بیرون برود، و این را بارها و بارها به طور علنی تکرار کرده اند. آیا آنها زمین مردمی که امروز خانه هایشان را با بولدوزر خراب میکنند، را شصت سال پیش خریده اند؟! خب اینجاست که ما باید به تبلیغگران اسرائیل بگوییم: «خر خودتان هستید، دوستان عزیز!»

اما در مورد تروریسم هم، اولاً محل کاربرد این کلمه معمولاً بسته به شرایط بسیار فرق میکند. مثلاً وقتی در زمان جنگ جهانی دوم، مردم فرانسه همین کاری که مردم فلسطین میکنند، را با اشغالگران آلمانی انجام میدادند، نام این کار عملیات آزادی بخش، بود و بعد از جنگ هم با افتخار دهها فیلم در موردش ساختند و کسی آنها را تروریست نخواند؛ حالا من نمیدانم چرا در مورد مردم فلسطین نام تروریسم به خودش گرفته است! ثانیاً کسی باید از تروریسم بد بگوید که خود تروریست نباشد، صهیونیستها از قبل از تأسیس دولت غاصب اسرائیل تا به امروز، مشغول ترور و سر به نیست کردن مخالفین خودشان بوده اند، قربانیان تروریسم اسرائیل فلسطینیها و لبنانیها نیستند، بلکه حتی از انگلیسیها هم ترور کردند و از همه بالاتر یکی از نخست وزیران خود را که داشت با فلسطینیها از در صلح وارد میشد، را نیز ترور نمودند. ثالثاً گیریم که گروهی از فلسطینیها تروریست باشند، گناه کودکان و افرادی که در این عملیاتهای به اصطلاح تروریستی شرکتی ندارند، چیست که قربانی کشتارهای اسرائیلیها میشوند؟
به هر روی من به افرادی که پیرو این اندیشه هستند، پیشنهاد میکنم، تحت تأثیر بزرگترین تحریفگران تاریخ قرار نگیرند.



گروه چهارم: این گروه کسانی هستند که معتقدند که یاری به فلسطین و لبنان، باعث میشود که چهرۀ ایران در فضای بین المللی، خدشه دار بشود، پس نباید به فلسطین کمک کنیم!

بررسی: راستش من نمیدانم شما راجع به این گروه چه احساسی دارید، ولی من آنها را افرادی بزدل میدانم. این افراد باید بدانند که اگر ما بخواهیم چهرۀ ایران خدشه دار نشود، باید خیلی کارها غیر از تنها گذاشتن فلسطین انجام دهیم. ما باید برای دفاع از کشورمان موشک نسازیم، تا دیگران دچار ترس از ما نشوند و قبول کنند که ما صلح طلب هستیم. باید ابوموسی و تنب کوچک و بزرگ را به امارات واگذار کنیم تا جامعۀ جهانی احساس نکند که ما جاهایی را با قلدری گرفته ایم، حتی باید با اسرائیل هم همکاری کنیم تا خیال دنیا راحت شود... به نظر من اگر چیزی حق باشد، حتی اگر تمام دنیا هم مخالفش باشند، نباید رهایش کنیم. این افراد باید یادشان باشد، که رها کردن مظلوم در چنگال ظالم، عملی بس غیرانسانی است، هر چند مورد تأیید دیگران باشد. انسانیت مهمتر است یا حرف کسانی که تبلیغات اسرائیل را میپذیرند؟

کسانی اینگونه میندیشند از همان کسانی هستند که اگر در فضایی قرار بگیرند که ادعا میشود مسلمان بودن نشانگر عقب ماندگی است، به جای اینکه با افتخار مسلمانی خود را اعلام کنند، از ترس مسلمانی خود را مخفی میکنند و حتی گروهی از آنها اسلام را رها میکنند تا از دیگران متلک دریافت نکنند!! حال در روز قیامت پاسخ خدا را چه میخواهند بدهند؟ من نمیدانم.
در نهایت این افراد به یاد بیاورند که اگر روزی خودشان جای مردم فلسطین بودند، آیا میپسندیدند که کسی به آنها کمک نکند؟




گروه پنجم: این گروه سعی میکنند به شکلی دیگر فلسطینیان را محکوم کنند و طرف اسرائیل را بگیرند: عربها دشمنان ما هستند، از این جهت دشمنان مشترک ما با اسرائیل هستند، پس ما باید طرفدار اسرائیل باشیم!

بررسی: این ادعا که عربها دشمنان ما هستند، ادعایی بسیار پوچ و بی پایه است. اعراب هیچگونه دشمنی با ایرانیان ندارند. البته گروههای جاهل ناسیونالیست بین تمام اقوام اعم از فارس و عرب و ترک و کرد، به دعواهای نژادی و تحقیر نژاد یکدیگر میپردازند، ولی این گروههای نادان، تمام مردم ایران و کشورهای عربی نیستند. ما مسلمانها اصلاً برایمان نژاد اهمیتی ندارد، از دید ما بهترین مردم نزد خدا باتقواترین ماست، و تقوا هیچ ربطی به نژاد و کشور انسان ندارد. ما به لحاظ مسلمانی با هم برادریم و به دستور دینمان باید به برادران دینی خود کمک میکنیم.
آری بین عربها کسانی هستند که با ایرانیان دشمنی دارند و این گروه هم دشمنی آنها را بهانه میکنند، ولی خب مثل همینها در بین ایرانیان هم هست و هر دو دسته نادان هستند. به نگر من، این افراد چه عرب، چه فارس، چه کرد و چه ترک، بویی از اسلام نبرده اند که به این مسائل میپردازند، ما خود مسلمانیم و به مسلمانها کمک میکنیم.
البته بیان این نکته نیز خالی از لطف نیست که منشأ این دعواهای نژادی را باید در آمریکا و اسرائیل بجوییم، اساساً این صهوینیستها هستند که بخاطر کتاب مقدّسشان اندیشه های نژادپرستانه دارند و این اندیشه را در خاورمیانه نیز نشر میدهند تا تفرقه بیندازند و حکومت کنند.



گروه ششم: این گروه اساساً هیچگونه خصومتی با فلسطین و هیچگونه رفاقتی با اسرائیل ندارند، ولی از آنجایی که با حکومت جمهوری اسلامی دشمنی دارند، سعی میکنند همیشه وارونۀ حکومت ایران قدم بردارند! همین میشود که وقتی میبینند که حکومت ایران با چین و روسیه روابط خوبی دارد و برعکس با اسرائیل دشمن است، در روز قدس سال 1388، روی شعار «مرگ بر اسرائیل» خط کشیدند و شعار مرگ بر روسیه و مرگ بر چین دادند!

بررسی: هر چند این گروه بزرگترین گروه مخالفین دوستی ما با فلسطین و دشمنی با اسرائیل را تشکیل میدهند، ولی خب مشخص است که کسانی که سخنانشان از روی لجبازی است، افرادی هستند که اندیشه را کنار گذاشته اند. چگونه این افراد به خود اجازه میدهند، به خاطر دشمنی با حکومت کشور خودشان، از ستمگرانی که هر روز گروهی از همکیشانشان را میکشند، حمایت کنند؟ بدون شک خیلی غیرمنطقی خواهد بود که ما بخاطر لجبازی، حق را زیر پایمان لگدمال کنیم و ستمگران را یاری کنیم. این افراد اگر میخواهند در برابر حکومت ایران بایستند، چرا از ظالمانی چون اسرائیل حمایت میکنند و از سر لجبازی شعار «مرگ بر فلسطین» میدهند؟ راستش من نمیدانم چه عقلی و چه منطقی این را میپذیرد؟

آری این گروه هر چند بیشترین درصد مخالفین یاری به فلسطین را تشکیل میدهند، ولی دلیلشان از تمام گروههای بالا ضعیفتر است. البته خنده دار این است که آنها برای اینکه روز قدس سال 1388 شعار مرگ بر اسرائیل را خط زدند و شعار مرگ بر چین را سر دادند، بهانه میاوردند که چین تعدادی از مسلمان کشورش را کشته است، در پاسخ میگوییم: اولاً اگر مشکل با چین بود، چرا شعار مرگ بر اسرائیل را روی تابلوهایتان خط میزدید؟ ثانیاً چرا روزی که مخصوص دفاع از مردم فلسطین است را برای این کار انتخاب کردید؟ ثالثاً کشتاری که چین و روسیه از مسلمانان کرده بودند، حتی یک درصد کشتاری که آمریکا و اسرائیل از مسلمانان کرده اند، نیست، چطور شعار علیه چین و روسیه را ترجیح دادید؟!

در آخر به این افراد میگویم که روز قیامت را فراموش نکنند، و خیال نکنند که در آنروز با این دلیل که با حکومت ایران مخالف بودند، میتوانند این «مظلوم ستیزی و ظالم پروری» خود را توجیه کنند.



سخن آخر: در آخر باید بگویم که ما هر چه بیشتر با اسرائیل دشمنی و به مردم فلسطین و لبنان کمک کنیم، به خودمان کمک کرده ایم. اسرائیل یک کشور غاصب است و این را با اشغال کامل فلسطین نشان داده است.(این در حالی است که طبق تصویب سازمان ملل 52% از فلسطین به آنها داده شده بود، هر چند آن 52% هم حقشان نبوده است.) صهیونیستها از سوی دیگر منشأ اسلامستیزی نیز هستند و همه ساله صدها کتاب و مقاله و فیلم به زبانها مختلف علیه اسلام در جهان نشر میدهند و در عین حال شیطنتهایشان در خاور میانه و به جان هم انداختن قومیتها قابل توجه است. به نگر من بیش از اینکه ما به فلسطین و لبنان کمک کنیم، این فلسطین و لبنان هستند که به ما کمک میکنند. آنها در خط مقدّم مبارزه با اسرائیل مانع از این هستند که اسرائیل بتواند به راحتی طرحهای خود را پیش ببرد. کاری که ما میکنیم این است که به کودکان و افراد غیرمسلح آنها کمک کنیم که البته متأسفانه بیشتر کمک ما نیز معنوی و غیرمادّی است و عجیب است که برخی همین را نیز برنمیتابند.
از سوی دیگر، وقتی کشورهای لبنان و فلسطین زیر آتش اسرائیل غاصب هستند، این وظیفۀ اسلامی ما است که به آنها کمک کنیم. ما اگر مسلمان باشیم باید به برادران و خواهران دینی خود که زیر ظلم و جور صهیونیستها هستند، کمک کنیم و این دستور دین ماست.

منبع

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در پنجشنبه سوم شهریور 1390 توسط زهرا بغیری |


  

خبر آوردند که امشب از هزار شب بهتر است و يک اتفاق ويژه مي افتد و آن اينکه امشب دست ملکوت به طرف زمين کشيده مي شود. فرشته ها براي آزادي انسان ها از دستان شيطان و بخشش معاصي و بردن آنها به ملکوت مسابقه داده و منتظر نداي بنده خدا هستند.کجاييد خاکيان سدره نشين و زمينيان آسماني که ملکوتيان امشب شيفته شمايند؟!

 

. مارا به دعا کاش فراموش نسازید

 

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1390 توسط زهرا بغیری