این مطلب یه پست موقت آپ نشده بود(ماه رمضون بود ) دیدم روز روزه ازدواجه یه کم افکار پراکنی کنم و با هم از این حرف ِ شیرین بگیم.
دیشب یک اس ام اس گرفتم تا سحر خوابم نرفت .
" زهرا کشتنت هم شوهر نکنی ... به خدا من گول حرفاشو خوردم "
خوابم نرفت .داشتم فکر می کردم اینایی که این حرف رو به زبون میارن یعنی انقد زود پشیمونن شدن از ازدواج ،
یعنی انقد زود آدما واسه هم بیمزه می شن.
چندتایی دوست متاهل دارم و این اولین باری نیست که من ازینا از این دست توصیه ها می شونم.این شد که بیام و آپ کنم.
این حرفایی که هر از گاهی بهم میگن:
همسرم بهم دروغ میگه همین باعث شده من بهش بی اعتماد شم.
ما یکساله ازدواج کردیم یکبار هم با هم مسافرت نرفتیم اون روزهایی هم که آقا مرخصی می گیرند میگه پاشو بریم پیش مامانم اینا شهرستان . مردشور مامانش اینا رو ببرند.
همیشه باید اونجور که اون می گه لباس بپوشم ، من همینی هستم که هستم مگه منو از اول همینجوری نپسندیده.
شب که از محل کارش بر می گرده با بی حوصله گی غذا شو می خوره میره می خوابه البته 90 داشته باشه نودش هم می بینه بعد می خوابه.
هنوز گوش به فرمانه مامانشه و از خودش که اراده نداره.
یا شوره یا بی نمک ، یه روزایی محبتش بی نهایت گل می کنه یه روزایی کاملا سرد و بی احساسه .
حالا چون فکر می کنه من زنشم باید تابع اون باشم.
همه اینا حرفا رو به من می زنند اونوقت نتیجه می گیرند خونه بابات بمونی بهتره و یا حداقل حالا حالا ها بمون .
ضمن توجه خوانندگان محترم به مطالب بالا جوابیه آسمون کویر از نظر خوانندگان محترم ميگذرد:
بر کسی پوشیده نیست که این حرفا و توصیه ها تو همه زندگیا هست و اونوقته که احتمالا دوستای عزیز از یک جنگ و دعوا زن و شوهری برگشتن و گرنه وقته خوش خوشانشون که این حرفا رو نمی زنند.
من که زیاد جدی نمی گیرم (جدی نگرفتم وضعم اینه ،جدی بگیرم چی می شه ) با این حال فکر می کنم این دست از آدما خیلی عجول هستن ، خیلی بی صبر که با رو اومدن مشکلات زندگی انقد زود تو دلشون احساس پشیمونی می کنند و تازه زرتی (؟) -یا ذرتی یا شایدم ذرطی و مثل اینها - میان آدم هم از رأیش می زنند.
همیشه یادمون باشه نسخه خودومون رو واسه دیگران نپیچیم .بعد هم نیاز به توصیه نیست چون :
وقتی هر روز خدا، آقا باید نگران باشه که مبادا مسئله ای پیش بیاد و خانم بزنه به سرش که بره مهریه چند صد ملیونش رو بزاره اجرا؛
وقتی خانم تا آقا بره محل و کارش و برگرده دلش هزار راه میره و نگران از اینکه مبادا آقا مثه خیلیها امانتدار نباشه؛
وقتی پسر گارگره باید فکر مراسم عروسی باشه که خانومش تو رویاش می بینه؛
وقتی دختره نگران اینکه یه وقت یه لنگه جهیزیش کم باشه و تا مبادا مردم تا عمر دارند یادشون بمونه و مثه خاله زنکا به گوش این و اون برسونن؛
وقتی پسره فکر می کنه همه خانمها مثه دوس دختر نامردش با این مرد اون مرد می پلکه؛
وقتی اون پولدار پسر راحت از پارک ملت و سره میرداماد و دیگه نمی دونم کجا یه شریک جنسی پیدا می کنه
وقتی یاده آمار طلاق می یوفتن
وقتی گاهی اوقات خانواده ها جلو پا آدم سنگ می اندازن
وقتی
دیگه کیه که ازدواج کنه ؟
شاید اون چهارتا آدمی که حمایت کننده دارن مالی دارند
اون چهرتا آدمی که گناه کردن واسشون سخته
اون چهار تا آدمی که بی توقع هستن
اون چارتا آدمی که اصلا شاید از مرحله پرت اند.
مگه غیر از این هم میشه؟
مگه غیر از این هم می بینیم ؟
شاید می شود از رنگ وارنگ دنیا خالی بود و ازآبی آسمان سرشار. می شود ساده ترین بود و برترین چون علی و فاطمه .
پیوند آسمانیِ برترین بانوی عالم فاطمه زهرا با مولای مؤمنان علی علیهماالسلام مبارک
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 ساعت 11:26 قبل از ظهر
|